بیان‌نامه‌ی حزب پان‌ایرانیست : خون شهیدان سوم شهریور 1320 ، می‌جوشد

متن مرتبط با «انجمن» در سایت بیان‌نامه‌ی حزب پان‌ایرانیست : خون شهیدان سوم شهریور 1320 ، می‌جوشد نوشته شده است

انجمن مهرگان ازفروردین ماه 1381 بدست استاد ارجمند دکتر هوشنگ طالع برگزار می‌شود.

  • نیلوبلاگ

    ایران ویچ وبگاه ی فرهنگ و تمدن ایرانی انجمن مهرگان ازفروردین ماه 1381 بدست استاد ارجمند دکتر هوشنگ طالع برگزار می‌شود.انجمن مهرگان ازفروردین ماه 1381 بدست استاد ارجمند دکتر هوشنگ طالع برگزار می‌شود.پیش‌تر ، نشست های داستان نویسی درباره رویدادهای معاصر ایران نیز در انجمن مهرگان برگزار می‌گردید .من(آناهیتا پورکریمی) هم در امرداد ماه 1390 داستانی با نام « شهرسمرقند » نوشتم ؛ این داستان به استاد ارجمند دکتر هوشنگ طالع و نشر سمرقند پیشکش می‌گردد.                                                     شه...

    ادامه مطلب
  • بیاننامهی انجمن ملی تبریز به انگیزهی هفتادویکمین سالگرد روز نجات آذربایجان « روزگریز اهریمن »

  • نیلوبلاگ

    پاینده ایران بیاننامهی انجمن ملی تبریز به انگیزهی هفتادویکمین سالگرد روز نجات آذربایجان « روزگریز اهریمن » روز 21 آذر 1325 ، درست یک سال پس از برپایی فرقهی شوم دموکرات از سوی نیروهای اشغالگر ارتش سرخ در آذربایجان ، مردم تبریز با یک خیزشِ خودجوش و همگانی ، به حکومت سیاه یکسالهی پیشهوری ـ غلام یحیی بر آذربایجان ، پایان دادند . روز 24 آذر 1325 ، روزنامهی آذربایجان ( ارگان رسمی فرقهی دموکرات آذربایجان ) هنوز نوشته بود : « اولمک وار ، دونمک یوخ » یعنی : « مرگ هست ، بازگشت نیست » ؛ اما روز 25 آذر 1325 ، مردمِ دلیر و قهرمان تبریز نشان دادند که برای خائنین به میهن و سرسپردگان بیگانه ، « هم مرگ هست و هم بازگشت » . خروش و خیزش دلیرانه و یکپارچهی مردم تبریز برابر فداییان تا دندان مسلح فرقه...

    ادامه مطلب
  • انجمن مهرگان ازفروردین ماه 1381 بدست استاد ارجمند دکتر هوشنگ طالع برگزار میشود.

  • نیلوبلاگ

    انجمن مهرگان ازفروردین ماه 1381 بدست استاد ارجمند دکتر هوشنگ طالع برگزار میشود. پیشتر ، نشست های داستان نویسی درباره رویدادهای معاصر ایران نیز در انجمن مهرگان برگزار میگردید . من(آناهیتا پورکریمی) هم در امرداد ماه 1390 داستانی با نام « شهرسمرقند » نوشتم ؛ این داستان به استاد ارجمند دکتر هوشنگ طالع و نشر سمرقند پیشکش میگردد. شهر سمرقند هر روز بامداد هنگامی که خورشید آرام آرام از پشت کوه های شهر زیبای سمرقند بیرون میآمد ، پدر بزرگ با قایق ماهیگیری خود به رودخانه ی آمودریا (جیحون) میرفت تا ماهی بگیرد . او ماهیهایی که از رودخانه آمودریا میگرفت ، برای فروش به شهر میبُرد. پدر بزرگ مردی آرام، مهربان و دانشمند بود و همه او را دوست داشتند. هنگامی که حاکم شهر سمرقند مُرد ،شاه ایران به وسیله پیک های وی...

    ادامه مطلب